آموزشگاه باغچه بان یک ایلام

اینجا مهربانی و فداکاری موج می زند.

آموزشگاه باغچه بان یک ایلام

اینجا مهربانی و فداکاری موج می زند.

نویسندگان

۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

باسلام وصلوات به پیشگاه قطب عالم امکان حضرت حجة بن حسن العسکری علیه السلام وسلام وصلوات به روح امام راحل رحمة الله علیه وهمچنین سلام وصلوات برارواح طیبه شهداءعلی الخصوص شهدای فرهنگی شهرمان شهیدان زرگوشی ومرادحاصلی وآرزوی سلامتی وطول عمرباعزت وبرکت برای مقام معظم رهبری مدظله العالی اولین جلسه شورای معلمان رادرسال تحصیلی جدیدآغازمی کنیم.قبل ازهرچیزآغازسال تحصیلی جدیدوهمچنین آغازهفته دفاع مقدس راخدمت یکایک عزیزان وهمکاران گلم تبریک وتهنیت عرض کرده وازدرگاه خداوندمنان برای شماوخانواده های محترمتان آرزوی سلامتی وسربلندی خواهانم.

 

درزیرگزارشی ازاولین جلسه بصورت خلاصه ارائه می گردد. 1- تبریک سال تحصیلی جدیدوهمچنین آغازهفته دفاع مقدس وآرزوی توفیق وسربلندی وسلامتی برای همکاران

2- ارائه گزارش ازعملکردستادپروژه مهرآموزشگاه 3- ارائه گزارشی مختصربه همکاران ازجلسه مدیران ومعاونین مدارس استثنایی درشهریور94

4- ارائه نکاتی درباره آیئن نامه تخلفات اداری،پوشه کار،ثبت جریان آموزش،طرح درس.

5- ارائه گزارش مشکل رفتاری-تحصیلی دانش آموزبه دفترآموزشگاه

6- ارائه برنامه کلاس بندی به همکاران

7- رأی گیری وانتخاب نماینده معلمان«سرکارخانم شهامت»

8- انتخاب سرگروه حلقه صالحین «سرکارخانم چراغیان»

9- امحاءپرونده های آموزشی- توانبخشی سال های گذشته وتشکیل پرونده های جدید

10- انتخاب مسدول آبدارخانه وتعیین حق الزحمه آن.

 

                                                          مدیریت آموزشگاه

  • مدیر مدرسه
  • ۰
  • ۰

1-پیگیری جهت تامین نیروی تربیت بدنی مدرسه

2- تشکیل پرونده وتکمیل ارزشیابی همکاران

3- اطلاع رسانی به همکاران جهت شرکت دردوره های ضمن خدمت

4- اطلاع رسانی وتوزیع کارت هدیه ماه مبارک رمضان

5- خریدلوازم التحریر،بلوازم هداشتی وموادشوینده


6- شارژکپسول های آتش نشانی

7- تعمیردستگاه کپی وفکس مدرسه

8- تهیه دفترحضور وغیاب همکاران ودانش آموزان

9- تهیه وتوزیع کتاب درسی دانش آموزان

10- ثبت نام وتشکیل پرونده برای دانش آموزان جدیدالورود

11-تعمیر،خریدونصب شیرآلات جدیدبرای آموزشگاه

12- پاسخگویی به مکاتبات اداری

13- بستن سندوترازمالی

14- امحاء وبایگانی بخش نامه هاودستورالعمل ها

15- ارجاع دانش آموزان جدیدالورودبه طرح سنجش

16- اعزام دانش آموزان به مسابقات ورزشی

17- ثبت نام دانش آموزان درباشگاه های ورزشی

18- مرمت وبازسازی رمپ وحیاط مدرسه

19- پرداخت هزینه بهای مصرفی گاز،برق،تلفن 20- تلاش برای برقراری خط اینترنت

21- معرفی دانش آموزان برای تهیه لباس فرم

22- هرس درختان

23- نظافت کلاس ها وواحدهای پرورشی- توانبخشی

24- تهیه برنامه سالانه

 25- تهیه بنرانضباطی

26- انسداددفترامتحانات

28- ثبت نام دانش آموزان درسامانه سناد

29- رنگ آمیزی کلاس هاوواحدهای پرورشی- توانبخشی

30- تعمیرات سقف ونقاشی دیوارها

31- تشکیل پرونده سازماندهی آموزگاران وکادرتوانبخشی-پرورشی

32- کلاس بندی وتنظیم برنامه هفتگی

33- برگزاری امتحانات شهریورماه

34- صدورکارنامه

35-برگزاری کلاس تقویتی توسط سرکارخانم باقلانی

36-عقدقراردادسرویس دانش آموزان.


  • مدیر مدرسه
  • ۰
  • ۰

در روز عرفه از خدا چه بخواهیم ؟

دعای عرفه

روز برآورده شدن حاجات و نزول رحمت الهی و روز بخشیده شدن و قبول توبه حضرت آدم و در شب و روز عرفه سفارش شده به مناجات با خدا برای گرفتن تمام خواسته ها و آرزوها و توبه از گناهان گذشته قبول است  و دُعا در عرفه مُستَجاب است و کسى که آن شب را به عبادت به سر آورد اجر صد و هفتاد سال عبادت داشته باشد و هدف خداوند از عرفه دعوت از ما برای خوشبخت شدن در دنیا و بهشتی شدن بعد از مرگ است.

 

در عرفه چه کارهایی انجام دهیم؟

روز عرفه از اعیاد بزرگ است و روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و بستر و احسان خود را براى ما گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر و خشمناکترین اوقات خواهد بود و سفارش شده از خدا ناامید نباشیم و هرچه میخواهیم از او بطلبیم و امام زین العابدین علیه السلام فرموده در این روز حتی بچه های در شکم مادر هم از فضل خدا بهره مند می شوند و امید بسیار برای قبول دعاست.

خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم

اعمال روز عرفه

در کتاب مفاتیح در قسمت اعمال 9 ذی الحجه بطور کامل ذکر شده و بطور خلاصه عبارتند از :

1- غسل به نیت توبه و پاک شدن

2- خواندن دعای شب و روز عرفه

3- زیارت امام حسین علیه السلام که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است.

4- بعد از نماز عصر پیش از آنکه مشغول بخواندن دعاهاى عرفه شویم خواندم دو رکعت نماز با حضور قلب و  آمرزش گناهان.

5- گرفتن روزه به شرط آنکه از خواندن دعا خسته نشویم مستحب است !

 

سجادیه‏

عرفه

حدیث قدسی درباره عرفه

- خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم.

 

بهترین مکان دعا در عرفه کجاست؟

1- بهتر است در حرم امام حسین علیه السلام که فرشته ها اول در کربلا فرود می آیند اگر نشد دلت را روانه آنجا کن و خداى سبحان در قبال شهادت امام حسین (علیه السلام) چهار خصلت به او داد: در خاک قبرش شفا قرار داد و دعا را در زیر گنبد او اجابت مى‏کند و ائمه علیهم السلام را از فرزندان او قرار داد و روزهایى که زائرین زیارت قبرش مى‏کنند جزء عمرشان بحساب نمى‏آورد.

2- سپس در سرزمین عرفات که فرشتگان بعد از کربلا به مکه  می آیند و اگر نشد دلت را روانه آنجا کن.

3- در مسجد که خدا می فرماید "بدانید که خانه‏هاى من در زمین مساجدند"، و خوشا بحال بنده‏اى که در خانه‏اش تطهیر و غسل کند، سپس مرا در خانه‏ام زیارت کند و خدا کریم تر از آن است که زائر و خواهان خود را دست خالى بازگرداند. و امام باقر ع وقتى نیاز و خواسته و مشکلی داشت به هنگام زوال ظهر آن را از خداوند درخواست مى‏کرد، وقتى مى‏خواست درخواست کند ابتدا صدقه‏اى مى‏داد و بوى خوش استشمام مى‏کرد و به مسجد مى‏رفت و براى حاجت خود دعا مى‏کرد. (مفاتیح الجنان)

خداى سبحان در عرفه به ملائکه مى فرماید: اى فرشتگان من! آیا بندگان و کنیزانم را که عبادت می کنند مى‏بینید که از گوشه و کنار دنیا ژولیده موى و غبار آلوده آمدند آیا مى‏دانید چه مى‏خواهند؟ فرشتگان عرضه مى‏دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‏فرماید: شاهد باشید که من ایشان را آمرزیدم

امام حسین علیه السلام در عرفه از خدا چه می خواهد :

1ـ ستایش حق تعالی:

ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی‎دریغ است. اوست که بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت....

 

2- تجدید عهد و میثاق با خدا:

پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این که چیز قابل ذکری باشم... .

 

3ـ خود شناسی:

و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت‎های بی‎کرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکی‎های سه‎گانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ‎یک از امورم را به خودم وانگذاشتی... .

 

4ـ راز آفرینش انسان:

ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم به دنیا آوردی. و  در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل‎های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

 

5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:

تا این که با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت‎های بی‎کرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این که فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .

خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را می‎بینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!

6ـ نعمت‎های خداوند:

آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بی‎کرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این که همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی... .

 

7ـ شهادت به بی‎کرانی نعمت‎های الهی:

الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست‎های جریان نور دیده‎ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی‎ام، و روزنه‎های تنفسی‎ام، و نرمه‎های تیغه بینی‎ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب‎های من پنهان است... .

 

8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:

گواهی می‎دهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشه‎دار باشد... .

 

عرفه

9- ستایش خدای یگانه:

بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا که وسعم می‎رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می‎دهم. و اظهار می‎دارم:

حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراث‎برش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد... .

 

10ـ خواسته‎های یک انسان متعالی:

خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را می‎بینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت به من عطا فرما!

 

11ـ سپاس به تربیت‎های الهی:

خداوندا! ستایش از آن توست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. به خاطر لطفی که به من داشتی والا... .

 

12ـ نیازهای تربیتی از خدا:

و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شب‎ها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج‎های این جهان و محنت‎های آن جهان نجات بده و از شر بدی‎هایی که ستمکاران در زمین می‎کنند نگاه بدار... .

تو پناهگاه منی، به هنگامی که راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می‎داری. و اگر پرده‎پوشی تو نبود از رسوایان بودم

13ـ شکایت به پیشگاه خداوند:

خدایا! مرا به که وا می‎گذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانی که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتی که تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟

 

14- ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:

ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میکائیل و اسرافیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده‎اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .

 

15- تو پناهگاه منی:

تو پناهگاه منی، به هنگامی که راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می‎داری. و اگر پرده‎پوشی تو نبود از رسوایان بودم.

  • مدیر مدرسه
  • ۰
  • ۰
زندگینامه امام محمد باقر(ع)

نام مبارک امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاى دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .

القاب دیگرى مانند شاکر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

کنیه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .

پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .

تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداء کودکى بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک میشد .

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .

  • مدیر مدرسه
  • ۰
  • ۰

اینکه تعداد راویان و اصحاب حضرت جواد(ع) قریب صد و ده نفر بوده ‌اند و جمعاً ۲۵۰ حدیث از آن حضرت نقل شده است به این دلیل است که ایشان شدیداً تحت مراقبت وکنترل سیاسى بود و از طرف دیگر، زود به شهادت رسید.

به گزارش خبرگزاری مهر، آگاهی های تاریخی درباره زندگی امام جواد(ع) چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیتهای سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم(ع) می گردید، تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای «حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت» بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد(ع) چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.


زمانی که امام رضا(ع) به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا(ع) چنین بر می آید که امام جواد(ع) آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.

هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا(ع) در سال ۲۰۴ به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا(ع) فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم(ع) توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا(ع) در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد.

اینک نوبت امام جواد(ع) فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.

بر اساس برخی نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال ۲۰۴- بلافاصله امام جواد(ع) را از مدینه به بغداد فراخواند. (۱) افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا(ع) را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.

از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد(ع) گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا(ع) هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند. (۲) ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که «لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته»؛ کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.

مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد(ع) را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند. (۳) این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد(ع) هنوز به آن حضرت «صبی» اطلاق می شده است.

مکتب علمى امام جواد(ع)

مى ‌دانیم که یکى از ابعاد بزرگ زندگى ائمه ما، بعد فرهنگى آنها است. این پیشوایان بزرگ هرکدام در عصر خود فعالیت فرهنگى داشته در مکتب خویش شاگردانى تربیت مى‌ کردند و علوم و دانشهاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر مى‌ کردند، اما شرائط اجتماعى و سیاسى زمان آنان یکسان نبوده است، مثلاً در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شرائط اجتماعى مساعد بود و به همین جهت دیدیم که تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق(ع) بالغ برچهار هزار نفر مى‌ شد، ولى از دوره امام جواد تا امام عسکرى(ع) به دلیل فشارهاى سیاسى و کنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود و از این‌ نظر تعداد راویان و پرورش یافتگان مکتب آنان نسبت ‌به زمان حضرت صادق(ع) کاهش بسیار چشمگیرى را نشان مى‌ دهد.

بنابراین اگر مى‌ خوانیم که تعداد راویان و اصحاب حضرت جواد(ع) قریب صد و ده نفر بوده ‌اند (۴) و جمعاً ۲۵۰ حدیث از آن حضرت نقل شده (۵)، نباید تعجب کنیم، زیرا از یک سو، آن حضرت شدیداً تحت مراقبت و کنترل سیاسى بود و از طرف دیگر، زود به شهادت رسید و به اتفاق نظر دانشمندان بیش از بیست و پنج‌ سال عمر نکرد!

درعین حال، باید توجه داشت که در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرت، چهره‌ هاى درخشان و شخصیتهاى برجسته ‌اى مانند: على بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند که هر کدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى به شمار مى‌ رفتند، و برخى داراى تألیفات متعدد بودند.

از طرف دیگر، روایان احادیث امام جواد(ع) تنها در محدثان شیعه خلاصه نمى‌ شوند، بلکه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقى از اسلام را از آن حضرت نقل کرده ‌اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادى» احادیثى با سند خود ازآن حضرت نقل کرده است. (۶) هم چنین حافظ «عبد العزیز بن اخضر جنابذى» در کتاب «معالم العترة الطاهرة» (۷) و مؤلفانى نیز مانند: ابو بکر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتى از آن حضرت نقل کرده ‌اند. (۸)

نحوه شهادت حضرت

درباره آمد و شد امام در مدینه و احترام مردم نسبت به آن حضرت، اطلاعات مختصری در پاره ای از روایات آمده است. (۹)

فراخوانی آن حضرت به بغداد، در سال ۲۲۰، توسط معتصم عباسی، آن هم درست در همان اولین سال حکومت خود، نمی توانست بی ارتباط با جنبه های سیاسی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد (ع) به بغداد آمد، رحلت کرد؛ این در حالی بود که تنها ۲۵ سال از عمر شریفش می گذشت. عناد عباسیان با آل علی (ع) به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودند، شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغداد، همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می باشد.

مرحوم شیخ مفید، با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد علیه السلام، رحلت آن حضرت را مشکوک دانسته است. (۱۰) بنا به روایت مستوفی، عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است. (۱۱)

پاره ای از منابع اهل تسنن، اشاره بر این دارند که امام جواد(ع) به میل خود و برای دیداری از معتصم عازم بغداد شده است. (۱۲) در حالی که منابع دیگر، حاکی از آن اند که معتصم به ابن زیات مأموریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد. (۱۳) ابن صبّاغ نیز با عبارت «اِشخاص المعتصم له من المدینة» (۱۴) این مطلب را تأیید کرده است.

مسعودی روایتی نقل کرده که بنابر آن، شهادت آن حضرت به دست ام فضل، در زمانی رخ داده که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمده بود. (۱۵) ام فضل پس از شهادت امام، به پاس این عمل خود به حرم خلیفه پیوست. (۱۶) این نکته را نباید از نظر دور داشت که ام فضل در زندگی مشترک خود با امام جواد(ع) از دو جهت ناکام مانده بود:

نخست آن که از آن حضرت دارای فرزندی نشد، دوم آن که امام نیز چندان توجهی به وی نداشت.

ام فضل یک بار (گویا از مدینه) نامه ای نگاشت و از امام نزد مأمون شکایت کرد و از این که امام چند کنیز دارد گله نمود، ولی مأمون در جواب او نوشت: ما تو را به عقد ابوجعفر درنیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم، دیگر از این شکایتها نکن. (۱۷) به هر حال، ام فضل پس از مرگ پدر، امام را در بغداد مسموم کرد و راه یافتن او به حرم خلیفه و برخورداری از مواهب موجود در آن، نشانی از آن است که این عمل به دستور معتصم انجام شده است. (۱۸) و بالاخره امام جواد‌(ع) به شهادت رسید و حرم مطهر ایشان در کاظمین عراق قرار دارد که ملجا و پناهگاه عاشقان ایشان است.

از ‌جانب مادرم فاطمه (س) طواف کنید

۱- موسى بن قاسم گوید: به أبى جعفر ثانى (امام جواد) (ع) گفتم: خواستم به عوض شما و پدرتان طواف کنم، ولى مى‌گویند از طرف اوصیاء، طواف صحیح نیست؛ فرمود: نه، هر قدر بتوانى طواف کن، این کار جایز است. بعد از سه سال، به آن حضرت گفتم: من از شما اجازه خواستم که از جانب شما و پدرتان طواف کنم، اجازه فرمودى، آنچه خدا خواست از طرف شما طواف کردم، بعد چیز دیگرى به نظرم آمد و به آن عمل کردم؟ امام فرمود: آن چیست؟ گفتم: یک روز از طرف رسول الله(ص) سه بار طواف کردم، در روز دوم از طرف امیرالمؤمنین(ع) طواف به جاى آوردم، در روز سوم از جانب امام حسن و در روز چهارم از طرف امام حسین، روز پنجم به عوض على بن الحسین، روز ششم از أبى جعفر محمد بن على، روز هفتم از جعفر محمد، روز هشتم از جانب پدرت موسى بن جعفر روز نهم از جانب پدرت على بن موسى، روز دهم از جانب شما اى آقاى من!. اینها آنان هستند که به ولایتشان عقیده دارم. فرمود: آن وقت به خدا قسم به دینى اعتقاد دارى که خداوند از بندگان غیر آن را قبول ندارد، گفتم: گاهى هم از جانب مادرت فاطمه(س) طواف کردم و گاهى نکردم، فرمود: این کار را زیاد کن، این انشاء الله أفضل اعمالى است که مى‌ کنى(۱۹)

نامه امام رضا (ع) به پسرش امام جواد(ع) ‌

۲- أبى نصر بزنطى گفته: نامه امام رضا(ع) را خواندم که به پسرش امام جواد(ع) نوشته بود: به من خبر رسید که چون سوار شدى غلامان تو را از در کوچک بیرون مى‌ کنند، این کار از بخل آنهاست، تا کسى از تو خیرى نبیند، تو را به حق خودم قسم مى‌ دهم دخول و خروجت فقط از در بزرگ باشد و چون سوار شدى مقدارى پول طلا و نقره همراهت بردار تا هر که سؤال کند چیزى به او بدهى. هر که از عموهایت از تو احسانى خواست کمتر از پنجاه دینار نده، بیشتر از آن به اختیار توست، هر که از عمه‌ هایت چیزى از تو خواست کمتر از بیست و پنج دینار نده، زیادى به اختیار توست، من مى‌ خواهم خدا تو را رفعت بخشد، انفاق کن، از جانب خدا از تنگدستى نترس. (۲۰)

نامه امام جواد (ع) به حاکم سجستان‌

۳- مردى از بنى حنیفه گوید: در اولین سال خلافت معتصم عباسى که امام جواد(ع) به حج رفته بود، با وى رفیق راه بودم روزى در سر سفره طعام که عده‌اى از رجال خلیفه نیز بودند، گفتم: فدایت شوم، والى ما مردى است که شما اهل بیت را دوست دارد و من به دفتر او مالیات بدهکارم، اگر صلاح بدانید نامه‌اى بنویسید که به من ارفاق کند. امام فرمود: من او را نمى‌ شناسم، گفتم: فدایت شوم، او همانطور است که گفتم: از دوستان شماست، نامه شما به حال من مفید است، امام (ع) کاغذ به دست گرفت و نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم آورنده نامه من از تو مذهب خوبى نقل کرد، از حکومت فقط کار نیک براى تو مى‌ ماند، به برادرانت نیکى کن، بدان خداى تعالى ازاندازه ذره و خردل از تو سؤال خواهد کرد. آن مرد گوید: چون وارد سجستان شدم، به حسین بن خالد که والى آن جا بود خبر داده بودند که از جانب امام صلوات الله علیه نامه‌اى براى او مى ‌آورم، والى در دو فرسخى شهر خودش را به من رسانید نامه را به او دادم، گرفت و بوسید و آن را بر دو چشم خویش گذاشت. گفت: حاجتت چیست؟ گفتم: در دفتر تو مالیات بدهکارم، آن را از دیوان محو کرد و گفت: تا بر سر کار هستم دیگر مالیات مده، بعد گفت: خانواده‌ات چند نفر است؟ گفتم: فلان قدر، فرمود به من و آنها احسان کردند، تا او زنده بود دیگر مالیات ندادم، و تا زنده بود مرتب به من احسان مى‌ کرد. (۲۱)

نامه امام جواد(ع) به على بن مهزیار اهوازى‌

۴- امام جواد(ع) به ثقه جلیل القدر على بن مهزیار اهوازى چنین نوشتند: بسم الله الرحمن الرحیم یا على! خداوند پاداش تو را نیکو گرداند و در بهشت خودش جاى دهد، و از خوارى دنیا و آخرت به دورت دارد و با ما اهل بیت محشور فرماید. یا على! تو را امتحان کردم و در نصیحت و اطاعت و خدمت و توقیر و احترام به امام و قیام به آنچه بر تو واجب است، صاحب اختیارت گردانیدم، اگر بگویم نظیر تو را ندیده‌ام امیدوارم راست گفته باشم. خداوند پاداشت را جنات فردوس قرار بدهد، نه مقامت بر من پوشیده است و نه خدمتت در گرم و سرد و شب و روز، از خدا مى‌خواهم چون اولین و آخرین را براى قیامت جمع کند، رحمتى بر تو عنایت فرماید که به وسیله آن مورد غطبه دیگران باشى که او شنونده دعاست. (۲۲)

ناگفته نماند: على بن مهزیار اهوازى از امام رضا(ع) حدیث نقل کرده و از خواص امام جواد(ع) بود و از جانب آن حضرت وکالت داشت و نیز از جانب امام هادى(ع)، درباره وى توقیعاتى از آن حضرت صادر شد که مقام و عظمت او را در نزد شیعه روشن کرد، او در روایت، موثق بود و کتابهاى مشهور نوشت. (رجال نجاشى).

دستور به مدارا با پدر ناصبى ‌

۵- بکربن صالح گوید: به امام ابى جعفر ثانى(ع) نوشت: پدرم ناصبى و خبیث الرأى است، از او بسیار سختى دیده ‌ام، فدایت شوم براى من دعا کن و بفرما: چه کنم، آیا افشاء و رسوایش کنم یا با او مدارا نمایم؟ امام (ع) در جواب نوشت: مضمون نامه‌ ات در باره پدرت فهمیدم، پیوسته انشاء الله براى تو دعا مى‌ کنم، مدارا براى تو بهتر از افشاگرى است، با سختى آسانى هست، صبر کن  «ان العاقبة للمتقین» خدا تو را در ولایت کسى که در ولایتش هستى ثابت فرماید. ما و شما در امانت خدا هستیم خدایى که امانتهاى خویش را ضایع نمى‌ کند. بکربن صالح گوید: خدا قلب پدرم را به من برگردانید به طورى که در کارى با من مخالفت نمى‌ کرد. (۲۳)

معجزه ‌اى از جواد الائمه(ع)

۶- شیخ مفید رحمةالله از محمد بن حسان از على بن خالد نقل کرده: گوید: در سامراء بودم، گفتند: مردى را از شام آورده و زندان انداخته ‌اند چون ادعا کرده که من پیغمبرم، این سخن بر من گران آمد، خواستم او را ببینم، با زندانبانان آشتى برقرار کردم تا اجازه دادند پیش او بروم. بر خلاف شایعه ‌اى که راه انداخته بودند، دیدم آدم وارسته و عاقلى است، گفتم: فلانى درباره تو مى‌ گویند که ادعاى نبوت کرده‌ اى و علت زندان رفتنت همین است؟ گفت: حاشا که من چنین ادعایى کرده باشم، جریان من از این قرار است: من در شام در محلى که گویند: رأس مبارک امام حسین را در آن گذاشته بودند مشغول عبادت بودم، ناگاه دیدم شخصى نزد من آمد و به من گفت: برخیز برویم، من برخاسته و با او به راه افتادم، چند قدم نرفته بودیم که دیدم در مسجد کوفه هستم، فرمود: این جا را مى‌ شناسى؟ گفتم: آرى، مسجد کوفه است، او در آن جا نماز خواند، من هم نماز خواندم، بعد با هم از آن جا بیرون آمدیم، مقدارى با او راه رفتم ناگاه دیدم که در مسجد مدینه هستیم. به رسول خدا (ص) سلام کرد و نماز خواند، من هم با او نماز خواندم، بعد از آن جا خارج شدم، مقدارى راه رفتیم ناگاه دیدم که در مکه هستیم، کعبه را طواف کرد، من هم طواف کردم. (۲۴) بعد ازآن جا خارج شدم چند قدم نرفته بودیم که دیدم در جاى خودم که در شام مشغول عبادت بودم، هستم. آن مرد رفت، من غرق تعجب بودم که خدایا او که بود و این چه کار!؟

یک سال از این جریان گذشت که دیدم باز همان شخص آمد، من از دیدن او شاد شدم، مرا دعوت کرد که با او بروم، من با او رفتم و مانند سال گذشته مرا به کوفه و مدینه و مکه برد و به شام برگردانید و چون خواست برود گفتم: تو را قسم مى ‌دهم به آن خدایى که بر این کار قدرت داده بگو تو کیستى!؟ فرمود: من محمد بن على بن موسى بن جعفر هستم: «قلت سألتک بالحق الذى أَقدرک على ما رایتُ منک إلاّ أَخْبر تَنى من انت قال: أنا محمد بن على بن موسى بن جعفر (ع)».

من این جریان را به دوستان و آشنایان خبر دادم، قضیه منتشر گردید تا به گوش محمد بن عبدالملک زیات (۲۵) رسید، او فرمان داد مرا به زنجیر کشیده به این جا آوردند و این ادعاى محال را به من نسبت دادند، گفتم: جریان تو را به محمد بن عبدالملک زیات برسانم؟ گفت: برسان. من نامه‌ اى به محمد بن عبدالملک وزیر اعظم معتصم عباسى نوشته، جریان او را باز گفتم، وزیر در زیر نامه من نوشته بود: احتیاج به خلاص کردن ما نیست، به آن کس که تو را از شام به کوفه و از کوفه به مدینه و از مدینه به مکه برد و باز به شام برگردانید و همه را در یک شب انجام داد، بگو تا تو را از زندان آزاد کند. على بن خالد گوید: من از دیدن جواب نامه، از نجات او مأیوس شدم، گفتم: بروم و به او تسلى بدهم و چون به زندان آمدم دیدم مأموران زندان همه غرق در حیرت اند و بى خود به این طرف و آن طرف مى‌ دوند، گفتم: جریان چیست!؟
گفتند: آن زندانى در زنجیر و مدعى نبوت، از دیشب مفقود شده، درها بسته قفلها مهر و موم است، ولى معلوم نیست به آسمان و یا به زیر زمین رفته و یا مرغان هوا او را ربوده‌ اند؛ على بن خالد، زیدى مذهب بود، از دیدن این ماجرا معتقد به امامت گردید و اعتقادش خوب شد. (۲۶)

معجزه ای دیگر

۷- کلینی رحمةالله در کتاب «کافی» بابی تحت عنوان «آنچه به سبب آن ادعای حقّ و باطل از یکدیگر جدا می گردد» تشکیل داده و در آنجا از محمّد بن ابی العلاء نقل کرده است که گفت: از یحیی بن اکثم قاضی سامراء – بعد از آن که او را بسیار امتحان نمودم و با او مناظره و گفتگو و مراسله داشتم و از علوم آل محمّد علیهم السلام سؤال کردم – شنیدم که گفت: روزی وارد مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدم تا قبر مبارک او را طواف کنم، حضرت جواد (ع) را دیدم که در آنجا طواف می کند، درباره  مسایلی که در نظر داشتم با آن حضرت گفتگو کردم و او همه را جواب فرمود. به ایشان عرض کردم: می خواهم سؤالی از شما بپرسم ولی بخدا قسم خجالت می کشم. امام (ع) فرمود:من از آن سؤال به تو خبر می دهم قبل از آن که بپرسی، می خواهی سؤال کنی که امام  کیست؟ عرض کردم: بخدا قسم سؤال مورد نظرم همان است. فرمود: من امام هستم، عرض کردم نشانه ای می خواهم تا یقین کنم.

آن حضرت در دست خود عصایی داشت، وقتی من چنین گفتم فوراً آن عصا شروع به صحبت کرد و گفت:"إنّ مولای امام هذا الزمان و هو الحجّة. "به راستی مولا و صاحب من امام این زمان است و او حجت پروردگار است. (۲۷)

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله جاودان

...........................................

پی نوشت ها

۱- الحیاة السیاسیة للامام الجوادعلیه السلام، ص ۶۵.

۲- الارشاد، ص ۳۱۹.

۳- همان، صص ۳۱۹-۳۲۰.

۴- شیخ طوسى، رجال، الطبعة الاولى، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۱ ه. ق، ص ۳۹۷-۴۰۹. مؤلف «مسند الامام الجواد» تعداد یاران و شاگردان امام جواد را ۱۲۱ نفر مى‌داند (عطاردی، شیخ عزیز الله، مسند الامام الجواد، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضاعلیه السلام، ۱۴۱۰ ه. ق) و قزوینى آنها را جمعا ۲۵۷ نفر مى‌داند (قزوینی، سید محمد کاظم، الامام الجواد من المهد الى اللحد، الطبعة الاولى، بیروت، مؤسسة البلاغ، ۱۴۰۸ ه. ق)

۵- آقاى عطاردى در مسند الامام الجواد با احصائى که کرده مجموع احادیث منقول از پیشواى نهم را در زمینه‌هاى مختلف فقهى، عقیدتى، اخلاقى، و...، تعداد مذکور در فوق ضبط کرده است.

۶- تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتاب العربی، ج ۳، صص ۵۴ و ۵۵.

۷- امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ ه. ق، ج ۲، ص ۳۵.

۸- ابن شهرآشوب، قم، المطبعة العلمیة، ج ۴، ص ۳۸۴.

۹- الکافی، ج ۱، صص ۴۹۲-۴۹۳.

۱۰- الارشاد، ص ۳۲۶.

۱۱- تاریخ گزیده، صص ۲۰۵-۲۰۶.

۱۲- الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص ۱۰۳؛ شذرات الذهب، ج ۲، ص ۴۸.

۱۳- بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۸.

۱۴- الفصول المهمه، ص ۲۷۵.

۱۵- مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۶۴.

۱۶- الائمة الاثنی عشر، ابن طولون ص ۱۰۴، الفصول المهمه، ص ۲۷۶. ام فضل، خواهرزاده معتصم بود.

۱۷- الارشاد، ص ۳۲۳.

۱۸- الکافی، ج ۱، ص ۳۲۳.

۱۹- کافى: ج ۴ ص ۳۱۴ کتاب الحج باب الطواف والحج عن الائمه (ع).

۲۰- عیون اخبار الرضا: ج ۲ ص ۸.

۲۱-کافى: ج ۵ ص ۱۱۱ کتاب المعیشة باب عمل السلطان و جوائزهم.

۲۲- بحار: ج ۵۰ ص ۱۰۵ از غیبت شیخ.

۲۳- بحارالانوار : ج ۵۰ ص ۵۵.

۲۴- در نقل کافى آمده که گوید: اعمال حج را با او به جاى آورد.

۲۵- محمد بن عبدالملک زیات مردى ناکس و توانائى بود و در تنور میخ دارى که براى شکنجه مجرمین به وجود آورده بود کشته شد، ماجراى عبرت انگیزى دارد.

۲۶- ارشاد مفید: ص ۳۰۵، مرحوم کلینى آنرا در کافى: ج ۱ ص ۴۹۲ باب مولد أبى جعفر محمد بن على الثانى (ع) نقل کرده است، مجلسى رضوان الله علیه آنرا در بحار: ج ۵۰ ص ۳۸ - ۴۰ از بصائرالدرجات نقل مى‌کند و مى‌ گوید: آنرا شیخ مفید در ارشاد و طبرسى در اعلام الورى از ابن قولویه از کلینى نقل کرده ‌اند.

۲۷- اصول کافی،  ج ۱، ص

  • مدیر مدرسه
  • ۰
  • ۰

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش در شورای عالی تشکیلاتی دومین المپیاد ورزشی درون مدرسه‌ای اظهار داشت: آموزش و پرورش به عنوان نهادی که متولی تربیت بیش از 13 میلیون دانش‌آموز است، آینده کشور را رقم خواهد زد و در تمام کشورهای دنیا آموزش و پرورش به عنوان نهاد متولی تربیت شناخته می‌شود.خبرگزاری فارس: ساعت ورزش مدارس کافی نیست/ المپیاد درون مدرسه‌ای به جهان معرفی شود

وی افزود: سند تحول نظام آموزش و پرورش یک سند بالادستی است که توسط رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهور به عنوان مهمترین سند برای آموزش و پرورش معرفی شده است و در سیاست‌های کلی برنامه ششم توسعه این سند به عنوان مبنای اصلی در تنظیم برنامه‌های آموزش و پرورش معرفی شده است.

فانی با اشاره به اینکه در سند تحول آموزش و پرورش 6 ساحت تربیتی را معرفی می‌کنیم، خاطر نشان کرد: یکی از ساحت‌های تربیتی، ساحت تربیت بدنی و تندرستی است و در واقع در این سند تحول به عنوان تربیت همه بعدی دانش‌آموزان از آن یاد می‌شود.

وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه در برنامه درسی مدارس دو ساعت به تربیت بدنی در هفته اختصاص داده شده است که این ساعت کافی نیست، تصریح کرد: برنامه درسی محدودیت‌هایی دارد اما اقدام المپیادهای درون مدرسه‌ای که شروع شده است عملاً فعالیت‌های بدنی دانش‌آموزان را افزایش داده است.

وی با بیان اینکه در سال گذشته بیش از 3.5 میلیون دانش‌آموز در این فعالیت‌ها حضور داشتند، گفت: حضور دانش‌آموزان در این عرصه زمینه‌هایی را برای ورزش همگانی فراهم خواهد کرد.

فانی به یک تجریه موفق که در تیم ملی والیبال اتفاق افتاده است اشاره و عنوان کرد: دانش‌آموزان با تلاش به تیم ملی والیبال ورود پیدا کردند و توانایی‌های خود را نشان دادند که در این بین وزارت ورزش و جوانان می‌تواند از این پتانسیل نهایت بهره‌برداری را داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه یکی از سیاست‌های آموزش و پرورش جلب مشارکت سایر نهادها است، اظهار کرد: نخستین تفاهم‌نامه‌ای که آموزش و پرورش با سایر دستگاه‌ها امضا کرد، تفاهم‌نامه با وزارت ورزش و جوانان بود که باب‌های فراوانی برای همکاری دیده شد و بخشی از آنها هم عملیاتی شده است.

* توانسته‌ایم فقر حرکتی را در بین دانش‌آموزان تا حدودی جبران کنیم

وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه دانش‌آموزان در المپیادهای علمی هم توفیقاتی داشتند، خاطر نشان کرد: تیم دانش‌آموزی ایران در رشته اختر فیزیک و نجوم توانست رتبه نخست جهان را کسب کند.

وی تصریح کرد: گزارشات نشان می‌دهد در مدارس روستایی، چند پایه و حتی مدارسی که با یک معلم اداره می‌شوند المپیاد درون مدرسه‌ای توفیقاتی داشته است و توانسته‌ایم فقر حرکتی را در بین دانش‌آموزان تا حدودی جبران کنیم و این تجربه قابل عرضه به دنیاست.

فانی با اشاره به اینکه معاونت تربیت بدنی آموزش و پرورش می‌تواند این تجربه را در سطح جهانی مطرح کند، گفت: سازمان یونسکو آمادگی دارد این قبیل فعالیت‌ها را گسترش دهد تا در دیپلماسی آموزشی، دیگران را بهره‌مند کنیم.

وی در پایان با بیان اینکه آموزش و پرورش در حوزه بین‌الملل به دنبال دیپلماسی آموزشی است از آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای انتقال تجربیات به سایر ملل و کشورها خبر داد.

مطالب مرتبط:

وزیر:ساعات ورزشی مدارس کافی نیست

  • مدیر مدرسه
  • ۰
  • ۰

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، مهرزاد حمیدی معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش امروز در شورای عالی تشکیلاتی دومین المپیاد ورزشی درون مدرسه‌ای که در ساختمان اصلی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد با بیان اینکه کانون تمام فعالیت‌ها در مدارس است، اظهار داشت: المپیاد ورزشی درون مدرسه‌ای یک رویداد مسابقاتی نیست بلکه یک تغییر نگرش است.

وی با بیان اینکه 2 ساعت زمان درس تربیت بدنی در هفته را نمی‌توانیم به 6 ساعت افزایش دهیم، خاطرنشان کرد: هدف ما این است که هر دانش‌آموز در طول هفته 6 ساعت ورزش در مدرسه انجام دهد که این کار با المپیاد درون مدرسه اتفاق خواهد افتاد.

حمیدی افزود: درس تربیت بدنی با 33 هزار معلم ورزش و المپیاد درون مدرسه‌ای و طرح مدرسه قهرمان از مهر امسال آغاز می‌شود.

معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه میزان مشارکت دانش‌آموزان در المپیاد درون مدرسه‌ای به طور میانگین 42.5 درصد بود، تصریح کرد: در مجموع، 3.5 میلیون نفر در این طرح مشارکت داشته‌اند اما عدد واقعی افرادی که در این طرح حضور یافتند بیش از 5 میلیون دانش‌آموز بود.

حمیدی با بیان اینکه 68.5 درصد دانش‌آموزان مدارس مجری طرح المپیاد درون مدرسه‌ای در این برنامه مشارکت داشتند، گفت: این طرح کشش دارد که به عنوان مکمل درس تربیت بدنی قرار گیرد تا 6 ساعت پویایی و تحرک را برای دانش‌آموزان داشته باشیم.

وی با اشاره به تعداد دانش‌آموزانی که مجری طرح المپیاد درون مدرسه‌ای بودند، گفت: یک میلیون و 897 هزار و 609 نفر به عنوان مجری این طرح بودند که یک میلیون و 400 هزار نفر آنها دانش‌آموز هستند که بزرگترین عرصه داوطلبی در ورزش کشور شکل گرفته است.

وی افزود: نرخ نفوذ المپیادها در روستاها، مدارس عشایری، مدارس استثنایی و مدارس اقلیت‌ها، المپیاد ورزشی درون مدرسه‌ای بود که زبان مشترک مدارس شده است.

حمیدی با اشاره به جذب کمک‌های نقدی و غیرنقدی برای طرح المپیاد درون مدرسه‌ای خاطرنشان کرد: مجموعاً 29 میلیارد تومان اعتبار برای این کار جمع‌آوری شد که 20 میلیارد تومان آن با تکیه بر اسپانسرهای این طرح بود.

وی با بیان اینکه 272 هزار و 538 خبر در خصوص المپیاد ورزشی درون مدرسه‌ای منتشر شده است، گفت: این طرح در مجموع 40 میلیون نفر در کشور را که شامل 13 میلیون دانش‌آموز و 26 میلیون والدین آنهاست، پوشش می‌دهد.

مطالب مرتبط:

مشارکت میلیونی دانش آموزان درالمپیادورزشی درون مدرسه ای

  • مدیر مدرسه
  • ۰
  • ۰

حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر سابق آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس ضمن تبریک هفته دولت به دولتمردان و گرامیداشت یاد شهیدان رجایی و باهنر، اظهار داشت: زمانی که مطالبی را تحت عنوان «معمای نگران کننده‌ای که مهر ماه رونمایی می‌شود» در خرداد ماه 1394 بیان کردم، امیدوار بودم واقع گرایی، مسئولیت‌پذیری در امر برنامه‌ریزی و ساماندهی منابع در آستانه بازگشایی مدارس، مسیری عقلایی و به دور از شائبه‌های سیاسی را در پیش روی مدیران آموزش و پرورش قرار دهد اما بیان سخنانی از جنس فرار رو به جلو، سیاه‌نمایی و فرافکنی ناشیانه از لسان وزیر آموزش و پرورش تحت عنوان گزارش هفته دولت در صدا و سیما، جای تأسف دارد.

وی افزود: این موارد به دلیل خالی بودن دست از اقدام قابل قبول و بیان ده‌ها موضوع غیر کارشناسی در دو سال گذشته بوده است که می‌توان به معاونت اقتصادی، بیمه طلایی بهتر، روز بی کیف و کتاب، افزایش 20 درصدی حقوق ابتدایی که به حدود 40 مورد می‌رسد و دریغ از کارشناسی و اجرای یکی از آنها اشاره کرد.

حاجی‌بابایی اضافه کرد: از همه مهمتر رونمایی از نقشه راه است و جالب اینکه برنامه درسی ملی آن پس از 7 سال مطالعه، 3 سال قبل اجرایی شده است؛ کدام نقشه راه مدنظر است؟ آیا نقشه راه دانشگاه فرهنگیان که دو سال با حضور اساتید فن بررسی و در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب و 3 سال پیش اجرایی شده را رونمایی کرده‌اند؟ آیا نقشه راه نظام رتبه بندی واقعی را که یک سال تدوین نقشه راه آن طول کشید و در  100هزار نسخه قبلاً چاپ شده را در همایش رؤسای آموزش و پرورش رونمایی کردند؟

وی افزود: این موارد مرا بر آن داشت تا به بیان حقایقی بپردازم که وجدان پاک و منصف معلمان فرهیخته و پاک سرشت طالب شنیدن آن است و غبار را از سند تحول بنیادین نظام بزدایم و این بار کالبد شکافی رمز یک سیاه‌نمایی دیگر را مطرح می‌کنم.

اجرای موفقیت آمیز قانون ساختار جدید با نقشه راه و مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش

وزیر سابق آموزش و پرورش گفت: مهرماه 1391 مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در قالب نظام جدید آموزشی یا اصطلاحاً «3-3-6» بر گرفته از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در حالی اجرایی شد که گام‌های اولیه و نخستین در حوزه ساماندهی منابع انسانی نه تنها مهر 92ـ91 بلکه سال تحصیلی بعد را نیز (93ـ92)از حیث تأمین نیروی انسانی لازم بیمه کرد.

نحوه اجرا در دوره ابتدایی

حاجی‌بابایی با بیان اینکه نیروی انسانی مورد نیاز آن روز دوره ابتدایی با الحاق یک پایه به دوره ابتدایی تحت عنوان پایه ششم به چند طریق تأمین شد، اظهار داشت: ساماندهی آموزگاران شاغل در دوره ابتدایی با اولویت به‌کارگیری معلمان مجرب پایه پنجم در پایه ششم پس از گذراندن دوره‌های ویژه ‌آموزش تابستانی ضمن خدمت، تبدیل وضعیت ده‌ها هزار‌ نفری و سیاست‌های تکمیلی انجام گرفت.

وی افزود: این موارد شامل «معلمان حق‌التدریس با سوابق خدمتی 7تا 15 ساله مشروط به طی دوره‌های آموزش ضمن خدمت بر اساس مصوبه مجلس»، «تبدیل وضعیت آموزشیاران نهضت سوادآموزی با سوابق خدمتی تا 15 سال و یا بیشتر توأم با گذراندن اموزش‌های ویژه»، «پیمانی نمودن نیروهای قرارداد معین با مدارک دانشگاهی با سوابق 5 سال به بالا پس از طی دوره‌های آموزشی لازم بر اساس مصوبه مجلس»، «جذب و بکارگیری 40 هزار نیروی تازه نفس از بین 700 هزار نفر از دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی پس از طی آموزش‌های ضمن خدمت برنامه‌ریزی شده»، «فراخوان نیروهای با رسته ‌آموزگاری شاغل در سایر دوره‌های تحصیلی»، «انتقال داوطلبانه نیرو از سایر دوره‌های تحصیلی به ابتدایی در گروی تغییر محل خدمت به منطقه نزدیکتر پس شرکت در دوره‌های ‌آموزشی پیش بینی شده»، «استفاده از ظرفیت مناسب منابع کالبدی و فضای خالی مدارس در قالب ادغام مدارس نوبت دوم در نوبت صبح با هدف ارتقای کیفیت آموزشی توأم با استفاده بهینه و مطلوب از منابع انسانی (مدیر، معاون و دیگر عوامل اجرایی مدرسه)»، «اضافه شدن یک پایه به دوره ابتدایی موجب جذب حداکثری دانش‌آموز را در مدارس غیر دولتی فراهم ساخت (قریب به 100 هزار دانش‌آموز در پایه ششم)» است.

وزیر سابق آموزش و پرورش تصریح کرد: آیا با فرض مؤلفه‌های فوق مشکلی برای ساماندهی نیرو در دوره ابتدایی متصور است؟ ناگفته نماند قرار بود دانشگاه فرهنگیان هرساله عهده دار جذب و پذیرش 25 هزار دانشجو در رشته‌های مورد نیاز آموزش و پرورش  باشد که دوسوم این نیاز به دوره ابتدایی تخصیص یافته بود تا در گذر زمان علاوه بر تأمین نیاز دوره ابتدایی، فرصت لازم را برای تحرک شغلی آموزگاران و انتقال ‌آنان را به دیگر دوره‌ها فراهم آورد.

نحوه اجرا در دوره متوسطه اول

حاجی‌بابایی بیان داشت: همزمان با اجرای طرح بزرگ استقرار نظام جدید آموزشی که با الحاق یک پایه به ابتدایی آغاز شد، در دوره متوسطه اول نیز شاهد کاهش یک پایه بودیم که تدابیر خاص خود را در بعد ساماندهی نیرو طلب می‌کرد؛ البته لازم به ذکر است کاهش یک پایه از آنجا که در مرحله گذر از نظام قدیم به جدید حالتی موقت و ناپایدار داشت و پس از سه سال به حالت ثبات سه پایه در متوسطه اول می‌رسید مستلزم راهکارهایی از نوع خود بود که به برخی از انها اشاره می‌شود.

وی افزود: این موارد شامل «توزیع ساعات درسی دوپایه بین دبیران شاغل بر اساس اولویت پر کردن ساعات موظف (تعدیل ساعات اضافه تدریس)»، «متناسب سازی تراکم دانش‌آموزی در کلاس با نیروی انسانی موجود تا شاهد افزایش کیفیت تدریس همزمان با تأمین ساعات موظفی تدریس دبیران باشیم» و «بازنشستگی عادی دبیران در طول سه سال» است.

نحوه اجرا در دوره متوسطه دوم

وزیر سابق آموزش و پرورش ادامه داد: بعد از سه سال نوبت به متوسطه دوم می‌رسید که طبیعتاً در طی این فرصت سه ساله با عبور از موج متوسطه اول به دوم، هر ساله تعداد قابل ملاحظه‌ای از دبیران دوره دوم بازنشسته شده و عملا در کنار راهکارهایی این مشکل حل می‌شد.

 تعدیل ساعات اضافه تدریس

وی گفت: کاهش تراکم دانش‌آموزی در هر کلاس راه را برای ساماندهی مناسب نیروی انسانی هموار می‌ساخت، ضمناً باید افزود با ورود به دوره دوم متوسطه طبیعتاً با یک پارچه دیدن دوره متوسطه در دو دوره سه ساله به راحتی می‌توان با انعطاف در شیوه‌نامه ساماندهی از تمامی دبیران متخصص با مدرک دانشگاهی لیسانس در هر دو دوره متناسب با توانمندی‌های حرفه‌ای بهره گرفت. فی المثل به طریق اولی می‌توان در دوره گذر با فراهم آوردن مکانیزم‌های ترغیبی از توان معلمان کار آزموده دبیرستانی در تدریس بیشتر دروس متوسطه اول که اکنون به سه پایه رسیده است، استفاده کرد.

فرافکنی

حاجی‌بابایی اظهار داشت: امروزه عده‌ای با طرح موضوعاتی غیر منطقی اما سفسطه‌آمیز سعی دارند بی‌تحرکی، فقدان تدبیر و مهمتر از همه سیاست‌های القایی و دیکته شده از بیرون آموزش و پرورش را به زلف سند تحول بنیادین به ویژه اجرایی شدن «3-3-6» گره زده، چنین وانمود کنند که تمامی مشکلات حوزه نیروی انسانی حاصل استقرار نظام آموزشی جدید و انگشت اشاره متوجه گذشتگان است نه حال! اما با توجه به آنچه در بالا به آنها اشارتی رفت و به دلایلی که به آن خواهیم پرداخت. منشأ این سوال، مشکل و نابسامانی پیش آمده را باید جای دیگری جستجو کرد.

ریشه مشکل ساماندهی  و بروز عوارض

وزیر سابق آموزش و پرورش افزود: ریشه مشکل از آنجا نشأت می‌گیرد که مدیران کنونی آموزش و پرورش گویا متعهد شده‌اند که شتاب و آهنگ رو به رشد نظام آموزشی را در حین اجرای مأموریت اجرای سند تحول به شدت کند کرده و یک باره کاهش 300 هزار معلم را از پیکره فعال و مولد آموزش و پرورش در پوشش الفاظ فریبنده‌ای مانند متناسب سازی، چابک سازی، اصلاح ساختار بودجه‌ای، بهبود نظام حقوق و دستمزد معلمان، آن را عملی موجه جلوه دهند.

وی ادامه داد: در مقام تمثیل باید چنین نسخه پیچی برای آموزش و پرورش را به کار طبیبی تشبیه کرد که قصد دارد 30 درصد از وزن انسان خوش قامتی که فکر می‌کند وزن او اضافی است را به طور دفعی و ناگهانی بکاهد؛ بدیهی است تحمیل چنین خواسته‌ای مساوی است با بروز عوارض طاقت فرسایی که هر یک به تنهایی می‌تواند سیستم‌های مختلف بدن چنین انسانی را دچار اختلال کند.

حاجی‌بابایی اضافه کرد: چگونه انتظار است سیستمی مانند آموزش و پرورش که از سال 92 تا کنون که در آستانه سومین مهر قرار دارد، قریب به 100 نفر از آن بازنشسته شده یا در حال بازنشستگی است و تا همین الان اجازه استخدام و ورود به احدی را نداده است، از حال و روز خوبی برخودار باشد؟

وی تصریح کرد: آیا بهتر نبود به جای «کند کردن چرخ دانشگاه فرهنگیان در پذیرش دانشجو»، «کوچاندن اجباری معلمان از متوسطه به ابتدایی»، «الزام به جمع کردن مدارس روستایی کم جمعیت»، «بالا بردن تراکم کلاسی»، «امر به تعطیلی مجتمع‌های روستایی که از احکام سند است». «کاهش کادر مدیریتی و پشتیبانی مدارس که مبارزه با جنگ نرم را تدارک می‌کنند»، «واگذاری حدود 1000 مدرسه به بخش خصوصی به قیمت بالابردن ناگهانی 3.5 درصدی دانش‌آموزان مدارس غیر دولتی در بیلان کار و استثمار کردن معلم روزمزد با دستمزد پایین»، «حذف و کاهش معاونین فناوری، مربیان پرورشی و قرآنی» و دهها کار این چنینی لااقل مجوز جذب 60 هزار معلم ابتدایی را در  کارنامه کاری خود ثبت می‌کردند؟

حاجی‌بابایی افزود: مدام بر طبل تعدیل و کاهش نیروی انسانی کوبیده می‌شود و اصرار است به طرفة العینی 300 هزار معلم رسمی از گردونه آموزش و پرورش آن هم با اشتباهات محاسباتی و اعمال غیر کارشناسی جدا شود؛ آیا باید از چنین نظام آموزشی انتظار معجزه داشت؟ به نظر می‌رسد سند تحول و مظلوم‌تر از آن نظام «3ـ3ـ6» مستمسک خوبی است تا رکود و فترت کاری، مطالبات بر زمین مانده از پاداش پایان خدمت معلمان، بیکاری، آلودگی هوای تهران، موضوع هسته‌ای، 40 قول غیر کارشناسی غیر اجرایی مثل معاونت اقتصادی و سازمان رفاهی بدون مطالعه و نقشه راه تحریم اقتصادی و دیگر چیزها را متوجه آن ساخته و همواره برای فرار از پاسخگویی، انگشت اتهام به سوی آن روانه شود.

وزیر سابق آموزش و پرورش تأکید کرد: البته قرار بود بر حسب تقسیم کار صورت گرفته، دکترین تکراری واگذاری مدارس دولتی، احیای دوباره شرکت‌های خدماتی این بار با رنگ و لعابی جدید برای جذب معلمان روزمرد دوره ندیده، خلأ کاهش 30 درصدی معلمان را پر کند که مجلس با تیزبینی و دور اندیشی لازم فعلا مانع واگذاری مدارس شده است؛ چگونه می‌توان از رهیافت فعال شدن چرخه فعالیت شرکت‌های خدماتی با حقوق ناچیز آنچنانی سخن از کرامت معلمان و ارتقا نظام آموزشی به میان آورد؟

تفکر معلم شکن به‌نام بهره وری

حاجی‌بابایی با بیان اینکه باید مراقب بود زیرا این تفکر دیروز و امروز میانه خوبی با دانشگاه فرهنگیان نداشته و ندارد و با چرتکه مصرف انگارانه معتقد است «گرفتن دانشجو از مقطع دیپلم و خرج کردن برای او مصداق اسراف منابع است»، گفت: اما همین تفکر می‌گوید گشودن در بر روی شرکت‌های نوین خدماتی، معلمان گزینش شده مؤسس با حقوق بخور و نمیر 500 هزار تومانی عین بهره‌وری است.

نقشه راه کی رونمایی و اجرایی شد؟

وزیر سابق آموزش و پرورش ادامه داد: هفتاد درصد نقشه راه سند تحول برنامه درسی ملی، معلم و نیروی انسانی (دانشگاه فرهنگیان و نظام رتبه بندی است) که قبلا انجام شده و نیز اجرایی شده است و حتی نظام رتبه‌بندی برای اجرا به استان‌ها ابلاغ شده است؛ چطور نقشه راه به طور مطلق اعلام می‌شود که رو نمایی شده‌ است؛ پس در دو سال گذشته چه چیزی را سیاه‌نمایی می‌کنند؟ جای تعجب است وقتی شنیده می‌شود برخی از زیر نظام‌های اصلی سند تحول که می‌تواند نشانه بارزی از تحول در نظام آموزشی تلقی شود و یا بر اساس اسناد بالا دستی از جمله نقشه جامع علمی می‌تواند ضامن تحکیم منزلت اجتماعی معلمان و ارتقا و بهبود معیشت آنان باشد در حدی تنزل می‌یابد که ترمیم حقوق عقب افتاده معلمان از قافله قانون مدیریت خدمات کشوری را به نام «نظام رتبه بندی» در بوق و کرنا می‌کنند.

وی بیان داشت: گاهی آن چنان از قدر و منزلت علمی و حرفه‌ای معلمان می‌کاهیم که افزایش طبیعی فوق‌العاده شغل معلمان را که باید وفق مقررات جاری قانون مدیریت اعمال و اجرایی شود را با منتی مضاعف به نام نسخه شفا بخش تحول به کام معلمان می چشانیم که اگر فردا روزی افاقه نکرد، طومار تحول را بپیچییم.

حاجی‌بابایی تصریح کرد: مخلص کلام آن است که اغلب مشکلات برخاسته از تعهد نوشته یا نانوشته‌ای که مسئولان را به آن پایبند ساخته است،"کاهش 300 هزار نفری معلم " است که همه سیاست های کاری آنها، از آن متأثر است.

تفسیر  وارونه از ساماندهی منابع انسانی

وزیر سابق آموزش و پرورش گفت: این روزها در تمامی محافل کاری با سنگر گرفتن در پس اجرای نظام «3-3-6» یا توجیه پایین بودن میانگین حقوق و دستمزد معلمان، پاسخ مسئولین فعلی آموزش و پرورش یک کلمه بیشتر نیست «باید ساماندهی کرد» اما یک دنیا سخن در این واژه مستتر است، البته با تعبیر و تفسیری که منحصر به فرد بوده و نظام آموزشی را دیر یا زود با چالش مواجه می‌سازد، تفسیری وارونه و تحریف از ساماندهی شده است.

وی ادامه داد: امروز ساماندهی نیرو در آموزش و پرورش مترادف با «رقابت و سبقت گرفتن در واگذاری مدارس دولتی بیشتر به بخش خصوصی»، «بکارگیری معلم با دستمزد پایین بدون امنیت شغلی در پس فعال شدن دوباره شرکت‌های خدماتی»، «بستر سازی برای جذب و ورود لشگری از بیکاران جویای کار، کم توقع و راضی به حقوق کم در قالب حق التدریس به اسم صرفه جویی در منابع مالی»، «به اضمحلال رفتن دانشگاه فرهنگیان یا تنزل جایگاه آن در حد یک مرکز آموزش قبل یا حین خدمت»، «کاستن از تعداد معلمان رسمی و دیگر کادر اجرایی مدرسه به قیمت بزرگ کردن خارج قسمت تقسیم تعداد دانش‌‌آموز بر معلم»، «افزایش تراکم دانش‌آموز در کلاس برای ثبت رکودهای 40 تا 45 نفر و بیشتر در کلاس»، «فشار بیشتر برای تعطیلی مدارس کم جمعیت و افزایش تعداد مدارس دو نوبته» و «بالا بردن نسبت دانش‌‌آموزان شاغل در مدارس غیر دولتی به قیمت کاهش مدارس استعدادهای درخشان ،نمونه دولتی و خلاصه قربانی شدن عدالت تربیتی و آموزشی» است.

رمزگشایی از سیاست کاهش ۳۰۰ هزار معلم/ نظام رتبه‌بندی بدلی/ تفسیر وارونه از ساماندهی منابع انسانی

  • مدیر مدرسه